روبان بریده شد؛ نوبت شنیدن صدای آن مادر است
در هفته دولت، شهرستان ملایر شاهد افتتاح و آغاز عملیات اجرایی دهها پروژه بود که حاصل تلاش دستگاههای اجرایی، بخش خصوصی و پیگیری مدیران و نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی است و بیتردید شایسته تقدیر.
داود مؤمنی ـ سردبیر فرهنگ ملایر
در هفته دولت، شهرستان ملایر شاهد افتتاح و آغاز عملیات اجرایی دهها پروژه بود که حاصل تلاش دستگاههای اجرایی، بخش خصوصی و پیگیری مدیران و نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی است و بیتردید شایسته تقدیر.
اما در میان این افتتاحها و بریدن روبانها،گاهی اتفاقی کوچک،حرفی بزرگ برای گفتن دارد؛اتفاقی که شاید درحاشیه یک مراسم دیده نشود، اما برای سنجش نسبت مسئولان با مردم، از خود مراسم مهمتر باشد.
چهارشنبه ۴ شهریورماه، در مراسم افتتاح پارک روستای نازول، مادری سالخورده خود را به مسئولان و نمایندگان رساند تا از مشکلی بگوید که شاید در نگاه نخست ساده به نظر برسد، اما برای مردم روستا، بهویژه پیرمردها و پیرزنها، مسئلهای واقعی و روزمره است: نبود نانوایی.
نانوایی پیشین روستا به هر دلیل تعطیل شده و اکنون نه نانوایی فعالی وجود دارد و نه اهالی از سهمیه آرد برخوردارند. نتیجه روشن است؛ مردم برای تهیه یکی از ابتداییترین نیازهای سفره خود، یعنی نان، با دشواری روبهرو هستند.
اما در آن لحظه، شاید مهمتر از اینکه آن مادر چه گفت، این بود که چگونه شنیده شد. مادر آمده بود تا حرف بزند و مسئولان برای افتتاح آمده بودند، روبان آماده بود، مراسم باید ادامه پیدا میکرد و ظاهراً فرصت چندانی برای شنیدن حرف یک مادر سالخورده وجود نداشت.
البته انتظار نیست مسئلهای که ممکن است ماهها درگیر پیچوخمهای اداری باشد، در چند دقیقه حل شود. اما آیا برای شنیدن، چند دقیقه وقت نبود؟
مردم همیشه از مسئولان انتظار ندارند همان لحظه مشکلشان حل شود. گاهی فقط میخواهند مسئول بایستد، گوش کند، موضوع را یادداشت کند و بگوید: «پیگیری میکنم.»
همین رفتار ساده، برای شهروندی که برای رساندن صدای خود آمده، معنای بزرگی دارد.
اینجاست که یک صحنه کوچک، ما را به یاد یک هشدار بزرگ قرآنی میاندازد: «عَبَسَ وَتَوَلّى، أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى … وَأَمّا مَنْ جاءَکَ یَسْعى، وَهُوَ یَخْشى، فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهّى» سوره عبس، فارغ از مباحث تفسیری، ما را نسبت به یک حقیقت مهم درباره مسئولیت اجتماعی متوجه میکند: مبادا انسانی که برای بیان نیاز خود آمده است، صرفاً به دلیل نداشتن قدرت، ثروت یا جایگاه، در حاشیه قرار گیرد.
در همین زمینه، سخن امیرالمؤمنین علی(ع) در فرمان به مالک اشتر نیز راهگشاست. آن حضرت در این فرمان، بر رحمت و محبت نسبت به مردم تاکید میکند و میفرماید: «وَأَشْعِرْ قَلْبَکَ الرَّحْمَهَ لِلرَّعِیَّهِ، وَالْمَحَبَّهَ لَهُمْ، وَاللُّطْفَ بِهِمْ…»؛ یعنی دل خود را سرشار از رحمت و محبت نسبت به مردم و لطف به آنان کن، همچنین سفارش میکند برای کسانی که دسترسی آسانی به صاحبان قدرت ندارند، زمانی ویژه اختصاص داده شود تا بدون ترس و لکنت، نیازها و شکایتهای خود را مطرح کنند «اجْعَلْ لِذَوِی الْحَاجَاتِ مِنْکَ قِسْماً تُفَرِّغُ لَهُمْ فِیهِ شَخْصَکَ… حَتَّى یُکَلِّمَکَ مُتَکَلِّمُهُمْ غَیْرَ مُتَعْتِعٍ».
این توصیه، دقیقاً با آنچه امروز از یک مسئول انتظار میرود پیوند دارد: پیش از حل مشکلات مردم، باید امکان شنیدهشدن آنان را فراهم کنیم.
این آموزهها هنوز هم برای مدیریت امروز ما حرف دارند. مسئولیت فقط پشت میز، در جلسه و هنگام افتتاح پروژه معنا پیدا نمیکند؛ مسئولیت، همان لحظهای معنا پیدا میکند که یک شهروند خود را به مسئول میرساند و میگوید: «مشکل ما را ببین.»
پرسش دیگری که پیش روی ما قرار میگیرد: آیا همان روی گشاده و فرصتی که شایسته است در برابر سرمایهگذاران، کارآفرینان و صاحبان طرحهای اقتصادی وجود داشته باشد، نباید برای یک مادر سالخورده روستایی نیز فراهم شود؟
آن مادر نه سرمایهای برای سرمایهگذاری داشت، نه پروژهای برای افتتاح و نه تریبونی برای سخنرانی. مطالبهاش ساده بود: «برای روستایمان نانوایی میخواهیم.»
اکنون انتظار میرود فرمانداری ملایر، بخشداری سامن و دستگاههای مسئول، موضوع نانوایی نازول را بهطور مشخص بررسی کنند؛ اگر مجوز قبلی قابل احیا نیست، مسیر قانونی صدور مجوز برای متقاضی جدید واجد شرایط و همچنین وضعیت سهمیه آرد روستا تعیین تکلیف شود و نتیجه نیز به مردم اعلام گردد.
اما فراتر از آن، یک مطالبه مهمتر وجود دارد: آن مادر را فراموش نکنیم. شاید شایسته باشد مسئولان یک بار دیگر به نازول بروند؛ این بار نه برای افتتاح، نه برای بریدن روبان و نه برای عکس یادگاری؛ بروند تا چند دقیقه کنار همان مادر بنشینند و بخاطر مسئولیت در برابر مردم به او بگویند: «مادر، حرفت را شنیدیم؛ پیگیرش هستیم.» چهبسا چنین دیداری، از بسیاری از مراسمها ماندگارتر باشد.
پارک نازول با بریدن روبان افتتاح شد؛ و عکسها گرفته شد. اما هنوز یک کار باقی است: شنیدن صدای آن مادر و گشودن گره نان مردم نازول.
// انتهای پیام //
