نامه ای به شهید امنیت ملایر” سرگرد پاسدار شهید علی نظری”/سربازان باغیرت ایران، همچنان پای کار امنیت این مرز و بوم مقتدرانه ایستادهاند
سلام علی جان!
برادرِ خوب روزهای سختِ دل آشوبگی و ناامنی؛ سربازِ سر به زیر و گمنام امام زمان(عج) که بیصدا رفتی تا صدای اغتشاشات در این شهر، دل خانوادهها را نلرزاند…
■ قلم: مهناز روزبهانی-خبرنگار
سلام علی جان!
برادرِ خوب روزهای سختِ دل آشوبگی و ناامنی؛ سربازِ سر به زیر و گمنام امام زمان(عج) که بیصدا رفتی تا صدای اغتشاشات در این شهر، دل خانوادهها را نلرزاند…
سه سال گذشت و یک هفته دیگر به سومین سالگرد عروج ملکوتی ات نزدیک میشویم، میدانم که خوب میدانی چقدر رفقای صدیقت در این چند روزه برایت توئیت زدند، کلیپ ساختند و اطلاع رسانی کردند تا ذرهای از ارادتشان را به تو ثابت کنند…
هانیه عزیزت الان تقریباً چهار ساله است؛ شیرین زبان و خوش سیما، درست مثل پدرش و البته دلتنگِ تو…
علی جان! از کوچههای این شهر پُر شهید، همچنان” نسیم بهشت” می آید!
در این شهر، هر طرف را که مینگرم شهیدی را میبینم که با چشمان نافذ و عمیقش گویی نگران ماست که چه میکنیم؟ و نگاههایشان بس سنگین است و طاقت فرسا؛ انگار زیر بار نگاهشان حس میکنی که در وجودت چیزی درهم میریزد!
تمام کوچههایمان را به نامشان کردیم که هرگاه آدرس منزلمان را میدهیم، بدانیم از گذرگاه خونِ کدام شهید است که با آرامش به خانه میرسیم!
با خود میاندیشم ” با شهدا بودن” سخت نیست اما ” با شهدا ماندن” و در مسیر آنها ثابتقدم شدن، دشوار است؛ برای رسیدن به پلهای که شهدا بر آن ایستاده اند، باید گامی به بلندای گذشتن از همه چیز برداشت.
شهادت، فناشدن انسان برای نیل به سرچشمه نور و نزدیک شدن به هستی مطلق و این مسیرِ روشن، از ازل آفریده شده و تا ابد ادامه دارد؛ گویی ” شهدا ” ستارههایی هستند که در طول تاریخ راه را نشان میدهند.
آمارهای شهدای دفاع مقدس را که بررسی می کردم به عدد ۲۱۳ هزار و ۲۵۵ نفر رسیدم، این همه آدم رفته اند تا امروز من و امثال من آزادانه زندگی کنیم… و این تازه اول ماجراست، شهدای ترور و دوران مبارزات قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، شهدای هستهای، شهدای مدافع حرم، شهدای امنیت و شهدای مدافع وطن؛ همه و همه را اگر به این آمار اضافه کنیم، می بینیم چه رقم بالایی می شود.
شهید علی نظری!
رفقایت هنوز استوار و پابرجا، باغیرت و مردانه همچنان پای کار امنیت این مرز و بوم قد علم کرده اند و مقتدرانه ایستاده اند؛ دلهایمان خوش است به بودنشان برای نگاهبانان بیدار در شب، درست همان زمان که خانهها غرق خواب هستند، برای استقامت نشسته در قامتشان که قید خواب و خستگی را میزنند و این را میشود از صدای گامهای استوارشان شنید.
دلمان به وجودشان گرم است، برای رزم شبانه در دل تاریکی و در جدال با بدیها، برای همت والایشان در تلاش برای امنیت، برای ایثار دوست داشتنی آنها، برای غیرتشان، برای شکوهشان چون کوه، برای بیتابیهای گاه و بیگاه آنها برای شهادت…
برادر خوبم، علی جان!
سه سال پیش در همین روزها بود که در بحبوحه اغتشاش و ناامنیهای ایجاد شده توسط معاندان، منافقان و دشمنان نظام، جوانان غیور بسیاری جان خود را سپر امنیت این ملت کردند، در غروب چهارم آبانماه سال ۱۴۰۱، ملایر آبستن حادثهای تلخ شد؛ هنگامی که معاندان در پی صدور فراخوان، در سطح شهر به آشوبگری پرداختند، و « تو» در درگیری با اغتشاشگران به ضرب گلوله به شهادت رسیدی.
بارها با خودم اندیشیدهام که ملایر دیگر دیار ۱۱۰۰ شهید نیست بلکه این آمار هر ساله در حال افزایش است! و مسئولان موظف هستند آمار را بهروزرسانی کنند، ما همچنان داریم در مسیر مکتب حسین(ع) و برای پایداری این مرز و بوم، شهید میدهیم …
اگر نگاهی به آمار شهدای مدافع حرم، شهدای امنیت، شهدای وطن و شهدای گمنامی که در ملایر به خاک سپرده شدهاند، بیندازید بر ادعای من صحه میگذارید، گویی این دیار، زادگاه کسانی است که باید هر سال بروند تا خون آزادگی و سرافرازی و البته احساس امنیت در وجب به وجب خاکش، همچنان جریان داشته باشد.
طی سالهای اخیر خاکسپاری چند شهید مدافع حرم، سه شهید مدافع امنیت و۲۳شهید گمنام در ملایر و بخشهای تابعه، گواه ولایتپذیری و شهیدپروری مردم این شهرستان است.
ای شقایقها! ایثار از آن شماست که دنیا را گوشهای افکندید و با پرواز عاشقانه خود، بر روزهای ما «نسیم بهشت» پاشیدید.
سهم ما از شهادت شما غیر از چشمهای بارانی و دلشکستهمان، پیمودن مسیری است که شما تا انتهایش رفتید و ما جا ماندهایم …زیباترین فصل فرهنگ شهادت، خالقان این حماسه عظیماند که با صلابت اراده و نور ایمان، رهنورد راه مقدسی شدند که پاداش آن، جاودانگی و بقا بود.
و امروز ایران سربلند، امنیتش را مدیون خون پاک جوانانی است که مردانه و با صلابت برای وطن، آزادگی و استقلال میهن پر کشیدند تا ما همچنان زیر پرچم ایران، زندگی را نفس بکشیم …
طی این سالها بسیجیان مخلص، ارتش و نیروهای نظامی و انتظامی در مسیر تأمین امنیت مردم پرخطرترین مأموریتها را برعهده داشته و دارند و در صف اول مقابله با اشرار و مخالفان نظم و امنیت هستند.
آنها در این مسیر بارها تا مرز شهادت رفتند و خیلی از این عزیزان در این راه جان خود را فدا کردند و به لقاءالله پیوستند تا چادر از سر زنی کشیده نشود، تا حرمت خانهای شکسته نشود، تا ذلت در کوچه پس کوچههای کشور زبانه نکشد، تا خودباوری، استقلال و آزادگی ملت ایران خدشهدار نشود.
یاد این سخن از شهید آیت الله بهشتی میافتم که گفت:” در زندگی دنبال کسانی حرکت کنید که هرچه به جنبههای خصوصیتر زندگی ایشان نزدیک میشوید تجلی ایمان را بیشتر میبینید.” و چقدر این سخن به زندگی تو شبیه است…
خدا پشت و پناه شما و غیرتِ نابتان که برای حفظ حریم وطن، برای امنیت تک تک ما، برای حماسهای که در بینامی و گمنامی آفریدهاید، تمام قد ایستادید.
چه کردید که راه برایتان کوتاه شد و خدا شما را دید و بُرد، قرعه عزت به نامتان خورد و از خاک به افلاک رسیدید، برای وطن در خونِ تن غلتیدید و شهادت روزی شما و واژه ” شهید” همسایه اسمتان و آبروی وطن شد.
شهید علی نظری!
خاطرههای خوبِ تو در خاطرمان تا همیشه می ماند، برای ما “حمدی” بخوان که تو زنده ای و ما مُرده! و لطفا شفیعِ آخرتمان باش…
#پیشرفت_ایران
#امید_همدان
■ یادداشت از: مهناز روزبهانی- خبرنگار
// انتهای پیام //



