طلیعه سخن؛
کیمیایی به نام “امید”
نقل است که چون گالیله در برابر کلیسای متعصب و سختگیر آن زمان مجبور شد از نظریهی علمی خود توبه کند، پارهای از شاگردان پرحرارت او پرخاشگرانه بر استاد نکته گرفتند که: «وای بر قومی که قهرمانش تو باشی…» و گالیله گفت: «وای به قومی که نیاز به قهرمان داشته باشد…»…
■ حسین رضایی – محصل علوم دینی در حوزه علمیه قم
نقل است که چون گالیله در برابر کلیسای متعصب و سختگیر آن زمان مجبور شد از نظریهی علمی خود توبه کند، پارهای از شاگردان پرحرارت او پرخاشگرانه بر استاد نکته گرفتند که: «وای بر قومی که قهرمانش تو باشی…» و گالیله گفت: «وای به قومی که نیاز به قهرمان داشته باشد…»
با آغاز روند حذف ارز ترجیحی از فرآوردههای گندم، نگرانی تودهی مردم بیشتر شده و موجی از سرخوردگی طرفداران دولت و علاقهمندان به رئیسجمهور را در برگرفت. گویی پس از چند ماه جدال با مدعیان، کمکم باید باور نمود که آش همان آش است و کاسه همان کاسه!
در این یادداشت بنای تکرار مکرراتی که این روزها فضای مجازی را پر کرده ندارم، در این اوضاع بلبشوی مملکت که نقزنی و نومیدیپراکنی سکهی رایج بساط انتلکتوئلهاست، گشودن پنجرهای روبه افقهای روشن، هنر است.
از در و دیوار مملکت اگر نشانههای افول حکمرانی آشکار باشد، دلیل نمیشود که پویندگان راه، از حرکت دست بشویند. گیریم وعدههای دولت محرومان و مجلس انقلابی یکی پس از دیگری باد هوا شد و به سرنوشت دیگر وعدههای این سالها مبتلا گردید، گیریم دولت مردمی به شرکت سهامی زورمندان و زراندوزان مبدل گردید، گیریم فقدان صلاحیت، تجربه و تدبیر مدیران، به تتمهی امید مردم باورمند به ارزشهای انقلاب و آرمانهای امام، چوب حراج زده و گیریم در نظام محاسبات عادی و واقعی هیچ راه چارهای برای برونرفت از هزارتوی مصائب مزمن و چگال وطن به ذهن نرسد، باز هم مجاز نیستیم مأیوس شویم، حق نداریم به قله پشت کنیم و نومیدانه به عقب برگردیم.
در هنگامه پیکار احزاب در صدر اسلام، چنان خوف و حزنی مؤمنان را در برگرفت که چون بید بر سر ایمان خود میلرزیدند، آنگاه نسیم وحی آنان را به قریبالوقوع بودن پیروزی، نوید بخشید: «ام حسبتم ان تدخلوا الجنه و لما یاتکم مثل الذین خلوا من قبلکم مستهم الباساء و الضراء و زلزلوا حتى یقول الرسول و الذین ء امنوا معه متى نصر اللّه الا ان نصر اللّه قریب» بقره ۲۱۵
«مىپندارید که به بهشت خواهید رفت درحالیکه هنوز آنچه بر پیشینیان شما رفته بر سر شما نیامده؟ به ایشان سختى و رنج رسید و متزلزل شدند، تا آنجا که پیامبر و مؤمنانى که با او بودند، گفتند: پس یارى خدا کى خواهد رسید؟ بدان که یارى خدا نزدیک است.»
همچنین در حکمت ۳۵۱ نهجالبلاغه از قول مولای مؤمنان و میر پارسایان میخوانیم: «عند تناهی الشده، تکون الفرجه و عند تضایق الحلق البلاء یکون الرخاء»
«چون سختى به نهایت رسد، گشایش در رسد، و چون حلقههاى بلا سخت بههم آید، آسایش در آید.»
تقریبا بر کسی پوشیده نیست که دستورکار امپراتوری رسانهای مستکبران عبارت است از براندازی نظام سیاسی کشور از رهگذر هدم اعتماد عمومی به دستگاه ادارهی کشور. این در حالی است که تجربهی تاریخی یکی دو قرن اخیر نشان میدهد، هرجا رشد و توسعه زیرساختهای کشور توفیقی یافته در زمان ثبات سیاسی بوده و برعکس، به هنگامه تکانش زمین قدرت، اقتصاد و عمران مملکت روی پیشرفت به خود ندیده، اگر عقبگرد نداشته باشد.
امروز کمتر نظریهپردازی جوامع را به «انقلاب» توصیه میکند. جامعهشناسان بر این باورند که «هزینه» انقلاب بر «فایده»اش میچربد و به بیان دیگر، در جامعهای که نخبگان عنان تحولات سیاسی را در دست دارند هرگز «انقلاب» رخ نخواهد داد. اما چشمدوختگان به منابع نفتی و معدنی و موقعیت جغرافیایی ایران، همچنان رویای استیلا بر استراتژیکترین کشور منطقه را در سر میپرورانند. نقشهی سردمداران ستمپیشهی نظام استکباری برای بیرون آوردن ایران از چنگ ایرانیان، آن است که با رساندن مردم به آستانه خشم و عصبانیت، امکان اتخاذ تصمیم عاقلانه و منطقی برای اصلاح امور ملک و مملکت را از ایرانیان بگیرند. در چکاچک این پیکار ناجوانمردانه، از مدیران و مسئولان ارشد کشور انتظار میرود از هر اقدامی که شائبهی تکمیل پازل دشمنان اسلام و ایران را دارد، قویا اجتناب کنند.
رهبر انقلاب در دیدار با هیأت دولت در شهریور ماه سال گذشته ایشان را به توضیح مسائل و مشکلات برای مردم اینگونه فرامیخوانند: «حرف زدن با مردم و مشکلات را و راهحلها را با مردم در میان گذاشتن هم، یکی از جلوههای مردمی بودن است. مسائلتان را با مردم مطرح کنید. یک وقت مشکلی وجود دارد، راهحلّی هم وجود دارد. با مردم در میان بگذارید، با مردم حرف بزنید، از مردم کمک بخواهید در موارد مختلف. در یک جاهایی یک خطایی اتّفاق میافتد از مردم عذرخواهی کنید؛ صریحاً بگویید این اشتباه شده، از مردم عذرخواهی کنید.»
اما به نکتهی صدر نوشته بر میگردم، اشتباه روشی و خطای محاسباتی است اگر گمان شود تلانبار مسائل پیچیده و دشوار ساختار حکمرانی با آمدن و رفتن اشخاص و تغییر دولتها حل میشود. ساختارهای فرسوده، نظامات کهنه و رویههای پوسیده، عرصه را برای حضور و نقشآفرینی مفید و موثر عناصر دلسوز و کارآمد تنگ میکند و فقدان شفافیت و سایهی کانونهای غیررسمی قدرت، بر سر تصمیمسازان سنگینی میکند.
در چنین شرایطی برای آنان که دل در گروی اعتلای میهن دارند، چارهای جز اصلاحات اساسی و تغییرات بنیادین در ارکان حکمرانی باقی نمیماند به گونهای که عملا فضایی برای تداوم حیات فساد و مفسدان باقی نماند و تدبیر امور مملکت به دست رجال صالح بیفتد. باری، اولین گام برای نیل به توسعهی پایدار پذیرش این نکته است که آمد و رفت افراد بدون اصلاح بنیادین نرمافزار حکمرانی، ثمری نخواهد داشت.
گمان مبر که به پایان رسید کار مغان
هزار بادهی ناخورده در رگ تاک است
