قدیمای ملایر / گویش ملایری؛ گنجینهای از واژگان اصیل ایرانی
در مورد گویش های رایج در سطح شهرستان ملایر سخن بسیار است که از آن بسیار به اندکی اکتفا می شود. گویش ملایری از جمله نهال های رسته بر درخت کهن سال زبان پهلوی است. اصولاً خاستگاه زبان پهلوی سرزمین پهلو است.
■ گردآوری: امیر فرمائی
در مورد گویش های رایج در سطح شهرستان ملایر سخن بسیار است که از آن بسیار به اندکی اکتفا می شود. گویش ملایری از جمله نهال های رسته بر درخت کهن سال زبان پهلوی است. اصولاً خاستگاه زبان پهلوی سرزمین پهلو است. بنا به نوشته همه پژوهشگران سرزمین پهلو همان سرزمین ماد یا سرزمین کوهستان دوره باستان و سرزمین جبال دوره اسلامی و عراق عجم دوره سلجوقی به بعد است. ملایر یکی از مرکزی ترین نقاط سرزمین پهلو است که خاستگاه اصلی زبان پهلوی به حساب می آید؛ بنابراین می توان ادعا کرد که گویش ملایری در میان گویش های دیگر ایران، بیشترین سهم و بهره را از زبان پهلوی برده است. بدیهی است که میان این گویش و گویش های رایج در بیشتر نقاط ایران کم و بیش اشتراک هایی وجود دارد. در واقع ریشه این اشتراک ها و فصل مشترک همه آنها باز هم به زبان پهلوی باز می گردد. زبان پهلوی مادر همه گویش های ایرانی اعم از لری کردی لکی گیلکی مازندرانی کرمانی فارسی آذری اصیل بلوچی و گویش هایی از این دست است. نکته قابل توجه آنکه گویش ملایری از جمله گویش های منحصر به فردی است که برای همه ایرانیان قابل فهم و درک است. نظر به اینکه مرکز شهر ملایر در سال ۱۲۲۴ ق. یا ۱۱۸۷ خ. و ۱۸۰۹م. بنا شده و جمعیت آن ترکیبی از جمعیت روستاهای مختلف و مردمان مهاجر از سایر شهرها و استانهای همسایه و غیر همسایه است، گویش شهر تحت تأثیر گویش مهاجران اولیه قرار گرفته است.
در ملایر خانواده های کاشانی خوانساری کردستانی، بحرینی فراهانی، نهاوندی دماوندی طوسی، تویسرکانی، مشکینی، کرمانی و … کم نیستند؛ بنابراین گویش مردمان روستاهای مختلف خصوصاً سکونتگاه های کهن و دیرسال مانند گوراب سامن، سیبدر انوج، کهکدان جوزان پری کمازان و روستاهایی از این دست به مراتب از گویش مردمان مرکز شهرشان اصیل تر است. دامنه واژگانی گویش ملایری گسترده تر از زبان فارسی رایج است؛ زیرا زبان فارسی موجود به میزان زیادی با واژه های عربی آمیخته شده است. در گویش ملایری واژه های زیادی وجود دارد که می تواند جایگزین واژه های عربی یا حتی واژه های برگرفته از زبانهای بیگانه شود که در زبان فارسی از آنها استفاده میکنند؛ برای مثال از واژه «برگردان میتوان به جای استفراغ عربی و از واژه سرهوا می توان به جای واژه «اپیدمی یا بیماریهای فراگیر استفاده کرد. در گویش ملایری یک فعل به جای سه فعل در زبان فارسی کاربرد دارد و مخاطب از مفهوم جمله می فهمد که منظور گوینده کدامیک از معناهای سه گانه آن است. در این گویش واژه “مِینِم meynem ” به سه معنی میدانم، میتوانم و میبینم است. از این ظرافت ها و ظرفیت ها در گویش ملایری فراوان است. نمونه ای از این گویش شیرین مشاجره دو ملایری بر سر پارک خودرو در یک محل به قرار ذیل است:
اولی به دومی که مانع از پارک خودرو او شده است می گوید: “اَ نَلی بَلِم، نِمَلِم بَلی؛ پَ بَل بَلِم تا بَلِم بَلی یعنی اگر نگذاری خودروام را در اینجا پارک کنم، نمی گذارم خودروات را پارک کنی؛ پس بگذار خودروام را در اینجا پارک کنم تا بگذارم خودروات را پارک کنی.”
با وجودی که مردمان روستاهای شهرستان ملایر با همدیگر اشتراک گویشی دارند و زبان همدیگر را تقریباً می فهمند، ولی هر کدام از آنها ویژگی های خاصی در گویش خود دارند که دیگران ندارند. اگر کار علمی بر روی تک تک این گویش ها انجام شود، گنجینه گران بهایی تهیه خواهد شد که بهترین هدیه نیاکان گذشته برای نسل های آینده است. افسوس که با گسترش ارتباطات و ترویج شیوه های خاص گفتاری از طریق رسانه های جمعی این گنجینه های پربها در حال فراموشی و نابودی است. نگارنده به عنوان یک گویشور سیبدری که فقط در دو روستای سیبدر و نامیله رایج است، بیش از سه دهه واژه ثبت و ضبط نمود که خروجی نخست آن حدود ۶۰۰ صفحه دو ستونی شد که البته از آن زمان تاکنون هم بیش از یک سوم دیگر به این حجم افزوده شده است. نام این مجموعه: سیبدری، گویشی کهن از سرزمین ماد است که امید دارد روزی با حمایت مادی و معنوی مسئولان فرهنگ دوست به دست علاقهمندان به فرهنگ ایرانی برسد.
در گویش سیبدری بیش از دویست مصدر اوستایی و تعداد زیادی از واژه های پهلوی پیدا شد که به همان صورتی که در ایران باستان به کار می رفته، هم اکنون استفاده می شود. تعدادی زیاد از واژه های به کار رفته در زبانهای اروپایی وام گرفته از واژه های این گویش است؛ مانند مُرتال که همان مردار یا حیوان ذبح نشده مرده است یا شک دائن یا تکان دادن که در انگلیسی به صورت Shake و Shok به کار می رود.
به نوشته شادروان مجید ظهیری در ۴۲ روستا از روستاهای شمال غرب ملایر مردم به گویش ترکی خاصی سخن می گویند که به علت آمیختگی با واژه های بومی گویش ملایری برای همگان قابل فهم است. از آن میان، روستای مانیزان در دره جوزان تک افتاده و اهالی روستای علی آباد دمق نیز در بافتی نسبتاً جدا از هم به گویش ترکی و فارسی یا همان گویش رایج در روستاهای ملابر سخن می گویند. (ترابی ۱۳۹۵: ۲۷۱-۲۶۶)
در دشت شورکات و تعدادى از روستاهاى اطراف سامن، قِلادامُ (قلعه دامان یا قلعه پایین) در کنار روستاى بزرگ جوزان، مردم با گویش لکی و حتى کردى ملایرى شده، و مردمان روستاى تخلیه شده قشلاق بیرحیاتى یا قشلاق کلاهمالها به گویش لرى خرمآبادی سخن میگویند، طایف عبدالملکى که افرادش در تعداد زیادى از روستاهاى دشت شورکات ملایر از جمله زیرابیه و دهنوى آورزمان، روستاهاى شهرستان تویسرکان و حتى تـا منطق فیروزان نهاوند پراکنده شدهاند، گویش خاصى دارند که قابلیت مطالعه علمى دارد، در این گویش ماند بقیه گویشهاى رایج در منطقه ملایر واژههای پهلوى و اوستاىی فراوان است؛ براى مثال، گویشـوران این منطقه، به دختر کناچو مى گویند که همان کنیچک پهلوی و کنیزک فارسى است.
در زمینه گویش ملایرى، چندین اثر توسط افراد مختلف چاپ شده که هیچکدام نتوانستهاند به خوبى از عهده این کار بزرگ برآیند. جا دارد که از شاعر و ادیب گرانقدر، فریدون محمودى سپاسگزارى شود که تاکنون چند دفتر از شعرهاى لطیـف و پر از احسـاس خود را به گویش ملایرى منتشر کرده است.
آخرین نکته در این زمینه آنکه افراد خاندان بزرگ زندیه نیز گویشى خاص و نزدیکتر به زبان پهلوی و تا حدودى متفاوت با سایر گویشهاى ملایر داشتهاند که با کمال تأسف در اثـر آمیختگى با سایر گویشها و فوت و مرگ گویشوران اصلى آن به فراموشى سپرده شده است.
■ منبع: کتاب سرزمین ملایر از پس هزارهها نوشته دکتر حسن رضا رفیعی
// انتهای پیام //
